![]() |
![]() |
|
| فعالیت ها-اخبار-مقالات-ویژه نامه- مطالب آموزنده |
|
اما من خواسته ام و نتوانسته ام، مگر می شود کسی نخواهد زندگی کند ؟ نخواهد برخیزد و بایستد؟ همه این نتوانستن های قدرتمند ناامیدی درپی دارد ولی من نا امید نیستم، باز هم می گویم: من از سلاله درختانم، تنفس هوای مانده ملولم می کند. پرنده ای که مرده بود به من پند داد پرواز را به خاطر بسپارم. من از سلاله درختانم و درختان ایستاده می میرند، من به میدان زندگی پشت نمی کنم، هرگز!!! من سهمم را از زندگی خواهم گرفت، من می خواهم معجزه کنم، مگر نه این که خداوند معجزه را به دستان برگزیدگانش جاری می سازد ؟ ومگر نه این که او مرا برگزیده برای این امتحان خطیر؟ پرواز بدون بال معجزه است و من می خواهم معجزه کنم. حتی اگر روزی زندگی با تلخی هایش توانست مرا به زانو درآورد، نخواهم گذاشت عجزم را ببیند. پاهایم را تا زانو قطع می کنم، تا باز هم ایستاده باشم. معجزه یعنی من، یعنی تو دوست همباورم، ما معجزه خواهیم کرد، شک نکن ! آسمان آبی آبیست، مگر شک داری ؟ زندگی سهم کمی نیست، مگر شک داری ؟ در رگ زنده این هستی خواب آلوده، باور معجزه جاریست، مگر شک داری ؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 18:21 توسط آبادی-افشارمنش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|